جوواني مونته كوروينويي1
مبلّغ ديني ايتاليايي در هند و در چين (حدود 1247 ـ حدود 1328).
احتمالاً در 1246 يا 1247، در مونته كوروينو از توابع سالرنو زاده شد؛ به فرانسيسيان پيوست؛ در 1272، در مذاكراتي كه از طرف ميخائيل پالئولوگوس و گريگوري دهم براي تجديد وحدت كليساهاي رومي و يوناني صورت ميگرفت شركت جست. مدتي بعد، براي تبلغ دين مسيح به شرق فرستاده شد و به دربار ايلخان مغولي ايران راه يافت. در 1289، با نامههايي از ارغونخان به رم بازگشت، و با سمت نمايندهٴ رسمي براي رساندن نامههايي به تاريخ سال1289، از نيكولاس چهارم (نخستين پاپ فرانسيسي، 1288 ـ 1292) خطاب به ارغون، قوبيلاي قاآن، كيدو2، و همچنين امپراتور حبشه و ساير شاهان مسيحي شرق روانه شد. در تبريز به بازرگاني به نام پيترو لوكولونگو ملحق شد، و همراه او به هند رفت. آنان از راه دريا حركت كردند و احتمالاً در هرمز به كشتي نشستند، از ساحل مالابار گذشتند و در ساحل كوروماندل، كشور قديس توما، پياده شدند. جوواني قريب يك سال، در ناحيهٴ مدرس ماند؛ و در آن جا نخستين هيئت مبلّغان كاتوليكي هند را تأسيس كرد (حدود 1291)؛ نيكولاس پيستويايي دومينيكي هم در آن جا بود و در حين اقامت جوواني درگذشت. جوواني بار ديگر، از راه دريا، از هند روانهٴ چين شد؛ در آن جا از 1292 تا 1303 ـ 1304، به تنهايي كار كرد، تا آن كه آرنولد كلني فرانسيسي بدو پيوست. در 1305، در خانباليغ (پئي پينگ) مستقر شد و طرف توجه فوقالعادهٴ خان بزرگ قرار گرفت. او نتوانست خان را به دين خود درآورد، ولي در ابتدا در مورد نسطوريان موفق بود و بسياري از آنان را به مذهب خود درآورد، ازجمله امير جورجيوس، از خاندان يوحناي عابد هندي را. ولي پس از مرگ جورجيوس (1299)، نسطوريان به مذهب خود بازگشتند و كوشيدند تا تبليغات كاتوليكي را بياثر سازند. با اين همه، جوواني توانست كليساهاي كاتوليكي بنا نهد و عهد جديد و مزامير
را به زبان مغولي برگرداند؛ و سبب شد تا شش نقش انجيل با نوشتههايي به زبانهاي لاتيني، فارسي، و اويغوري ترسيم شود. فرا رسيدن يك جراح بيدين لومباردي (حدود 1301)، او را دچار زحمات زيادي كرد. از ميهنش كمك خواست، و توصيه كرد مبلّغاني از راه خشكي و دشتهاي روسيه فرستاده شوند؛ چون از اين راه در پنج يا شش ماه ميتوان به خانباليغ رسيد، حال آن كه سفر دريا دو سال، طول ميكشد. در 1305، در پئي پينگ كليساي تازهاي كاملاً در نزديكي كاخ خان بزرگ بنا كرد، و عليرغم دشمني نسطوريان، پيروان زيادي يافت. اندكي پيش از فوريهٴ 1306، دعوتي از حبشه براي ديدار از آن كشور دريافت كرد.